بایگانی دسته: یک تصویر، یک خاطره

سپید باش و آرام و شاد، همچون برف

اول بهمن ماه ۱۳۹۰- محوطه دانشکده

ارسال شده در از زندگی, یک تصویر، یک خاطره | ۱۶ پاسخ

:)

صدای گنجشک پشت پنجره ی صبحگاه

ارسال شده در یک تصویر، یک خاطره | ۳ پاسخ

ای همه سیماها

 تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است.  صدای آب می آید، مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟ لباس لحظه ها پاک است. میان آفتاب هشتم دی ماه طنین برف، نخ های تماشا، چکه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دلتنگی های یک روز غریب, شعرهای دیگران, یک تصویر، یک خاطره | ۸ پاسخ