بایگانی دسته: شعرهای من

از همین کویر

فرقی نمی کند بنفشه ی کوچکی باشی در رهگذار پیاده رو یا یک رز هلندی در دست بیقراری سرانجام باران را عاشق می شوی سرانجام دلتنگ می شوی… . ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ از دفتر “در کرانه نام ها” پ.ن: و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعرهای من | ۲ پاسخ

در همین حوالی سال دیگر…

در همین حوالی بود که یکسال گذشت گنجشک ها آن روز هم از چشمان من می خواندند ساعت ثانیه های سرگردان را می نواخت من اما به موسیقی کیبورد عادت کرده بودم به یاد نداشتم که پنجم اردیبهشت سیب های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعرهای من | ۴ پاسخ

سفر

کوهستان! عشق، چشمه ای ست در چشمان من برف آغوشم اکلیل کوهی عطر گیسوانم بیا تا به در آییم از قاب واژه ها قوچ وحشی رویاهای من. ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۰

ارسال شده در شعرهای من | ۱۰ پاسخ