بایگانی دسته: دلتنگی های یک روز غریب

در پائیز قرن تو خرمالوی احساس من کال مانده است هنوز و این همه… چه غم انگیز است وقتی که تو بهارترین فصل خدایی جمعه – ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۰

ارسال شده در دلتنگی های یک روز غریب, لبخند سرخ تنهایی | ۲ پاسخ

میثاق فطرت…

شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه‌ی جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی‌هاست و جاذبه‌هایی که تو را به خاک می‌چسباند. چکمه‌هایت را بپوش، ره‌توشه‌ات را بردار و هجرت کن. حضرت امام … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دلتنگی های یک روز غریب | ۲ پاسخ

تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت

چند روزیه که دلم بی بهانه گرفته. نمی دونم چرا، شایدم به خاطر شرایط کاری و رفت برگشت های چندین ساعته تو ترافیکه. ساعاتی که ناگزیر به عنوان یک روانشناس، باید زندگی مردمو ببینم و ساعاتی که تو ترافیکم و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دلتنگی های یک روز غریب | ۶ پاسخ