کوهستان!
عشق، چشمه ای ست در چشمان من
برف
آغوشم
اکلیل کوهی
عطر گیسوانم
بیا تا به در آییم
از قاب واژه ها
قوچ وحشی رویاهای من.
۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۰
کوهستان!
عشق، چشمه ای ست در چشمان من
برف
آغوشم
اکلیل کوهی
عطر گیسوانم
بیا تا به در آییم
از قاب واژه ها
قوچ وحشی رویاهای من.
۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۰
جالب بود
حس و شور روزگار کودکی مرا زنده کرد در میان کوهها و جاهای دنج در میان سنگ ها و دره ها
و چقدر شورانگیز بود حس تنهایی و با خود یکی شدن
یادش به خیر
خیلی وقته که دیگه اون حس و حال رو نمی تونم پیدا کنم
یعنی فرصتش نیست.
هنوز هم دلم می خواد هم آغوشی و در هم آمیختن مدام با اون سکوت پرمعنا.
آخی…..
———————————————————————————————————————————-
چقدر خوب توصیف کردین
منم تمام زیبایی های کودکی تونو با این جمله ها نفس کشیدم
[پاسخ]
چه روزگار خوبی بود اون روزهای کودکی در میان کوه و دره و سنگها.
هنوز هم وقتی به یاد اون روزها می افتم دلم یه جورایی برای خودم تنگ می شود.
یادم هست خیلی وقتها می رفتم توی دره و در میان سنگهای رود کوچولو و زلال به دنبال قیافه های آدمها و حیوانات می گشتم.هنوز هم به سنگها علاقه دارم.
ممنونم که من رو به یاد گذشته هام انداختین.
یعنی این شعر تون یه جورایی من رو به کودکی هام وصل کرد.
———————————————————————————————————————————-
به خودتون قول بدین که این ماه چند ساعت برای زنده کردن اون همه شور و زیبایی در دل کوه وقت بذارین
یه فرصتی ایجاد کنین حتما میشه
[پاسخ]
به روی چشم
———————————————————————————————————————————-
[پاسخ]
این عکسه رو یعنی خودت گرفتی
منظورم اصالتشه!
این قوچ رویاها که بس رام و دست آموزه!
———————————————————————————————————————————
نه من از کجا قوچ پیدا کنم!
خب منظورم از وحشی که وحشی گری نبود
[پاسخ]
ازون لحاظ

——————————————————————————————————————————–
می دونم شوخی می کنم
[پاسخ]
بسیار زیبا
تو معرکه ای نیلوفرجان! =d>
———————————————————————————————————————————
ممنونم کوسه جان
[پاسخ]
: )
[پاسخ]
قوچ وحشی رویاهای من!! خیلی فوق العاده است این ترکیب. لذت ناک!!

———————————————————————————————————————————
ممنون
[پاسخ]
سلام
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود …
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!
———————————————————————————————————————————-
یادم آمد شوق روزگار کودکی/ مستی بهار کودکی
یادم آمد آن همه صفای دل که بود/ خفته در کنار کودکی
رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت/ آسمان جلال دیگر پیش من داشت
شور و حال کودکی برنگردد دریغا/ قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
[پاسخ]
سلام…
۹۰% میگم که این یکیو بامداد نگفتی!!….
اون۱۰% رو هم همینطوری نگفتم!!!….
…
ولی خوب بود!!….
….
تر دوست داری یا خشک؟!…
شیرینی رو میگم!
——————————————————————————————————————————–
اِ سلاااام!! :دی
خب تابلوئه دیگه اینو نصفه شب نگفتم!! عصر بود فک کنم! قصد شعر گفتن نداشتم چون! :دی
بـــــــه بــــــــــه
تشویق کنین! به سلامتی اینا خان می خوان شیرینی بدن.
هر دو رو دوست دارم اما تر رو ترجیح میدم! ضمنا در هر دو تازه بودن و زیاد از حد شیرین نبودن و سایز small! بودن مهمه! :دی
[پاسخ]