از دیروز:
یک نفر باید از این حضور شکیبا
با سفرهای تدریجی باغ چیزی بگوید.
یک نفر باید این حجم کم را بفهمد،
دست او را برای تپش های اطراف معنی کند.
یک نفر باید این نقطه ی محض را،
در مدار شعور عناصر بگرداند.
یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید.
گوش کن یک نفر می دود روی پلک حوادث:
کودکی رو به این سمت می آید!
کودکی های یک روان شناس…! در اینجا از اندیشه ها و احساسم، خاطراتم، رشد یافته هایم در زندگی، شعرهای خود و دیگران و البته از روان شناسی می نویسم.
تا امروز:
باید کتاب را بست.
باید بلند شد
در امتداد وقت قدم زد،
گل را نگاه کرد،
ابهام را شنید.
باید دوید تا ته بودن.
باید به بوی خاک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید
باید نشست
نزدیک انبساط
جایی میان بیخودی و کشف.

مطالبت خیلی جالبن و البته زیبا.از خوندنشون واقعا لذت میبرم.
لطف داری.
———————————————————————————————————————————-
مرسی صدیقه جان
[پاسخ]
هوای اینجا برای تنفس عالیست . شما هم گویا چون من در هوای سهراب نفس می کشید…. بسیار خوشوقتم
منم از آشنایی با شما خرسند و خوشوقتم
———————————————————————————————————————————-
ممنونم
[پاسخ]
سلام نیلو فر کجایی !

متشکرم از کامنتتون شعر و عکس از سهراب یکی از دوستان از دانشگاه فردوسی مشهد فرستاده بودراستی شعر مال کیه!تا نامش را ثبت کنم
این دو موضوع که ابتدای وبلاگت دیدم من رو وادار کرد تا بار دیگر هم موشکافانه موضوع رو دنبال کنم و این موضوعها با کامنت گذاشتن نمیشه حق مطلب رو ادا کرد
نیلو فر عزیز راستی برای پاسخ دادن به پستهاتون دچار مشکل میشیم کجا باید پاسخ گفت پایین پست یا بالا
سالم و با نشاط باشید
——————————————————————————————————————————–
سلام
خواهش می کنم. من فقط می دونم که اون شعر سهراب نیست. این اتفاق تازه ای نیست کلا یه جریاناتی راه افتاده یه سری شعرها رو به نام شعرای بزرگ جا می زنند. اگه همون شعرو تو گوگل سرچ کنید هزاران پیج میاره که نوشته از سهرابه و این شعرها با ایمیل گسترش پیدا میکنه و خب وقتی این همه استناد اشتباه بهش هست کمتر کسی متوجه میشه که شاعر این قبیل شعرها یه آدم گمنامه نه شاعرهایی مثل سهراب، مولوی و … .
من قسمت کامنت اون سه تا پستو خودم بسته بودم.
از قسمت “پاسخ دهید” پایین هر پست می تونید کامنت بذارید
شاد و پیروز باشین
[پاسخ]